س ر ب ا ز خسته س
221نفر بودیم. آره، خیلی زیاد بودیم. 05خیلی گرم بود. آفتابش گرمتر. و ما سرباز. کلاس نرفتیم ، جیم زدیم. جیم زیدیم و باز هم جیم زدیم. شدم شماره 68. شدم مسئول انبار ساک، شدم ساکِر مَن :). ما 5تا بودیم. همیشه همه جا 5 تا بودیم. افشین پدارم سعید بابک و من.شدیم پایه ی همدیگه واسه همه کاری. رفتیم از .... بهمن گرفتیم 5تومن. لب آب نشستیم حرف زدیم و خندیدیم و سیگار کشیدن و سیگار نکشیدم. پیتزای 5 تومنی خوردیم و سیر که شدیم فک کردیم خوشبخت ترین ادمای زمینیم. اب معندی خوردیم عین 62روز رو. املت املت املت. وای که چقدررر املتتتت خوردیم..کلاسای مسجد رو ته مسجد همیشه ی خدا خواب بودیم. تهدی...
ادامه مطلب